تبليغاتX
آخرین بازمانده وادی آتش
تحویل سال
نی قصه آن شمع چو گل بتوان گفت
                     نی حال دل سوخته دل بتوان گفت
غم در دل تنگ من از آن است که نیست
                     یک دوست که با او غم دل بتوان گفت
 

یا مقلب القلوب و الابصارز
یا مدبراللیل و النهار
یا محول الحول والاحوال
حول حالنا ال احسن الحال

شمام دعا کنید که این سال از سال و سالهای پیش برام بهتر باشه.
---------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.: راستی شهادت جواد الائمه (علیه السلام) را هم تسلیت عرض می کنم. التماس دعا 

نوشته شده توسط مهران در تاريخ شنبه 15 آبان1389 با موضوع
شکست
 

‌إنکَسَرَ قلبی

کارم ز جور چرخ به پایان نمی رسد
                                              خون شد دلم ز درد و به در مان نمی رسد

نوشته شده توسط مهران در تاريخ سه شنبه 4 آبان1389 با موضوع
باید تا شاید
باید جور دیگری ببینم
باید جور دیگری بفهمم
باید جور دیگری فکر کنم
باید جور دیگری بشناسم
تا شاید بشود که جور دیگری زندگی کنم 

نوشته شده توسط مهران در تاريخ جمعه 9 مهر1389 با موضوع
تو را دوست دارم
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم  تو را دوست دارم

----------------------------------------------------------------
این همه گفتند: ببین و بیا // عشق چه می گفت؟ بیا و ببین

نوشته شده توسط مهران در تاريخ جمعه 2 مهر1389 با موضوع
معنای دوست داشتن
بی هیچ بهانه ای تو را به یاد می آورم
شاید این، خود دوست داشتن باشد

چقدر خوش می گذشت قدیما که راحت می خندیدیم.
چقدر خوب بودیم، به فکر هم.
هر روز برا هم یه دنیا خوبی رو آرزو می کردیم.
از گریه ی دیگری خوشحال نمی شدیم. با هم، برای هم، گریه می کردیم.
برای هم بیشتر وقت می ذاشتیم.


بی هیچ بهانه ای تو را به یاد می آورم
شاید این، خود دوست داشتن باشد

نوشته شده توسط مهران در تاريخ جمعه 1 مرداد1389 با موضوع